على زمانى قمشه اى
224
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
تدريج فشرده مىشود ، و ازسوىديگر همزمان ، بهتدريج انبساط مىيابد و « تخلخل » پيدا مىكند ؛ يعنى هوا از ناحيهء عمق و ژرفا فشرده مىشود و از سوى دو طرف راست و چپ سنگ منبسط مىگردد . ازاينرو با فشرده شدن هوا ، راه سقوط سنگ باز مىشود و با انبساط آن از دو طرف ، حالت فشار ( قسر ) از هوا برداشته شده و به حال و طبع اوليّه بازمىگردد . اگر كسى درهم فشرده شدن و انبساط يافتن همزمان هوا را بعيد شمرد ، مىتوان به دو گفت : حجم هوا از دو جانب سنگ ، انبساط و گسترش مىيابد ، در نتيجه ، حجم هوا از ناحيه عمق كاهش يافته و سنگ مىتواند به زمين راه يابد و سقوط كند . اگر اشكال شود كه در پايان حركت بايد هوا دفعتا در يك « آن » خارج شود تا وصول سنگ به زمين امكان پذيرد ، پاسخ آن است كه پايان حركت در « آن » واقع نمىشود ، همانطور كه آغاز حركت هم « آن » ندارد ، بلكه آنچه در حركت تصور مىشود ، همان آغاز و پايان حركت است ، و چيزى از حركت در « آن » واقع نمىشود ، پس « آن » جزء حركت نيست . در نتيجه ، در لحظهء وصول سنگ به زمين كه پايان حركت است ، هوايى وجود ندارد تا دفعتا خارج شود و محالى لازم آيد . آقا حسين قدّس سرّه سپس در اين زمينه به اشكال و پاسخهايى مىپردازد كه چندان در سرنوشت اصل مقاله تأثيرگذار نيست . بخش دوم : * تكاثف و چگالى تكاثف عبارت است از برهم نشستن ، سطبر گرديدن ، كثيف شدن ( ضد لطيف شدن ) و در اصطلاح ، عبارت است از فشرده و كم شدن حجم جسم و